۱۴۰۴/۱۱/۹

حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر (قسمت اول)

 حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر (قسمت اول)

متن خلاصه شده سخنرانی سرکارخانم فردفانی در هیات نینوا

 

«جلسه‌ی اول»

همسرداری، فرزند پروری و جوانی جمعیت

_۳۱ تیرماه ۱۴۰۲/چهارم محرم ۱۴۴۵

حضور در مجالس امام حسین(ع) آثار متعددی دارد از جمله می‌توان نور مسیر زندگی دنیا و آخرت را از این محافل گرفت. اثر نور، روشن شدن مسیر و کاهش خطای در تصمیم گیری است.
عمل به “توصیه های دینی” یا “امروزی شدن”، چالش ذهنی تعدادی از افراد جامعه ی ماست. در حالی که این تقسیم از اساس باطل است. چرا که اولا دین با اصل علم و پیشرفت نه تنها مخالف نیست که سفارش می کند. دوم اینکه دین با امروزی بودن تزاحم و تضادی ندارد زیرا دقیق ترین و صحیح ترین توصیه ها از آن دین است، و به این دلیل، اسلام توان پاسخگویی به نیاز جوامع بشری تا ابدیت را دارد و هرگز کهنگی نمی پذیرد.
بسیاری از ما، منتقدان خوبی هستیم، در حالی که صرف بیان مشکلات و نقاط ضعف هنر نیست. مهم این است که در پی هر نقدی «علت یابی» کنیم و «راه حل» ارائه کنیم.

عده ای تحت تاثیر سیاه نمایی فضای مجازی، دچار یاس و ناامیدی شده اند و می گویند در کشور هیچ نقطه ی قوتی نداریم . ما منکر ضعف ها نیستیم ولی همه چیز را سیاه و بد دیدن ناشی از خودکم بینی، نگاه غلط و نداشتن اطلاعات دقیق و واقعی است. بنابراین بهتراست به جای ذکرمصادیق وافزودن نگرانی ها،دنبال ریشه ی مشکلات وبیان راهکار برای حل آنها بود.

بعداز دوران اپیدمی کرونا سبک زندگی مردم شیب تغییر بسیار تندی نسبت به گذشته به خود گرفت. از نوع کلاس های فوق برنامه گرفته تا کاهش تمایل به ازدواج و افزایش طلاق و … بطوری که تربیت متأثر از فضای مجازی به تربیت خانواده محور غلبه پیدا کرد.

مهمترین رکن برطرف کردن آسیب های اجتماعی «خانواده» است . همه مراکز و نهادهای فرهنگی در تربیت نقش دارند ولی هیچ کدام نمی توانند به اندازه خانواده تأثیرگذار باشند. در خانه نیز مهمترین و بیشترین نقش را «مادر» ایفا می کند.( المرأه رب بیتها) ولی همین مادر با پشتوانه شوهر و با حضور ایشان موفق است. حضور مرد در خانه خیلی مهم است حتی اگر پدرناصالح باشد. نبود پدر ضررش بیشتر است تا وجود پدر با رفتار نامناسب.

اینکه دشمنان در صدد تضعیف نهاد خانواده برآمده و مادر را در حد یک کالای لوکس و بزرگ نمایی مسائل سخیف دنیوی و جنسی پایین می اورند برای انحراف جوامع خصوصاً کشورهای اسلامی است. تبلیغ دورهمی های مجردی و شب نشینی زنها و کافه رفتن بدون حضور همسر و سفرهای مجردی زنان متاهل که چند وقتی است در شهرمان دیده می شود، در همین راستاست.هرچند نهاد خانواده کوچکترین واحد جامعه است، ولی موثرترین آنهاست.اگرخانواده اصلاح شود بسیاری ازمشکلات جامعه نیز اصلاح خواهد شد.

«مادر» به عنوان ستون اصلی خانواده پررنگ ترین نقش رادرتربیت افراد خانواده دارد.اما همین مادر وقتی می تواند موفق شود که برای کسب «معلومات» و «مهارت» فرزند پروری و همسرداری، تلاش کند و ازمشاوران دلسوز و حاذق کمک بگیرد .

 

«جلسه دوم »

آنان که با نگاه فمینستی زن را شبیه مرد می دانند و با کوچکترین اختلافی توصیه به طلاق می کنند، نه زن و مرد را شناخته اند و نه ارزش نهاد خانواده را می دانند.

تابان گراش: در جلسه قبل عرض کردیم اشکالاتی که در جامعه ما وجود دارد با گذراز بیان مصادیق و پرداختن به علل و عوامل و با عنایت و توجه به کوچکترین و درعین حال مهمترین نهاد (خانواده) و قدرتمندترین عنصر(زن) قابل اصلاح است.
امروز راجع به نقش زن در خانواده و جامعه و پاسخ به یک پرسش اساسی بحث رو طرح میکنیم ان شاء الله.

از دیدگاه اسلام تنها معیار پیشرفت بشر به سمت تعالیم حیات بخش وحیانی، تکامل و پیشرفت خانواده است.
در نظام خانواده «زن» یا «مادر» سرچشمه ی قدرت است.

سوال: اگر زن مسیرش، مسیر درستی است اما همسر و مرد در نهاد خانواده مسیر درستی را ‌در پیش نمی گیرند، چقدر این خانواده می تواند نجات پیدا کنند؟

خیلی از خانم ها می پرسند: خودم اهل رعایتم، تکالیفم را انجام می دهم، نمازم را می خوانم سایر واجباتم رو انجام می دهم، ولی همسرم کوتاهی هایی دارد ، آیا با طلاق سرنوشت بهتری در انتظار فرزندانم هست؟ یا اینکه باید با همین وضعیت ادامه بدهم ؟ یعنی پدر باشد هرچند حضور، حضور مناسبی نباشد.

در این جلسات ان شاالله می خواهیم به این پرسش، پاسخ بدهیم:
یعنی آیا اولویت بر حفظ نهاد خانواده تحت هر شرایطی است؟ یا اینکه نه خیلی از ویژگی ها و شرایط می توانند نسبت به حفظ نظام خانواده اولویت پیدا کنند ؟
اولین نکته این است که بیاییم قدرت، آستانه ی تحمل و توان زن و مرد را با هم ‌مقایسه کنیم. در این زمینه مباحث زیادی مطرح است که به دلیل حضورمخاطبین با سنین مختلف نمی توانم آن را باز مطرح کنم . مثلا در بحث زناشویی نیاز زن چند برابر نیاز مرد است، و به همان میزان حیای زن هم به مراتب بیشتر از مرد ! این نشانه و دلیلی بر صبوری زن در نظر گرفته می شود.

اگر زن صبوری بالاتر و قدرت بیشتری داشته باشد (که دارد) پس ولو اینکه مرد یک سری فاکتورها رو رعایت نکند، زن می تواند برای فرزندان درآن خانواده هدایتگری کند وسرنوشت خوبی را برای آنان رقم بزند.
در روایت هم داریم که صبر زنان ده برابر مردان است. مثلا:اگر بچه جیغ بزند، پدر و مادر هر دو عصبی میشوند ولی کدامشان قدرت صبوری و آستانه ی تحمل بالاتری دارند؟ مادر صبورتر از پدر است.

مقام معظم رهبری می فرمایند:
« من در محاسبات نهایی (یعنی سرجمع) زن را قوی تر از مرد می دانم. اعتقادم این است که مرد هارت و‌هورتش زیاد است اما اینکه در یک مقابله ، آنکه بالاخره پیروز می شود زن است. با روش ها و وسایلی که خداوند در اختیار او و طبیعت او گذاشته، زن بر مرد غالب می شود و این یکی از زیبایی های طبیعت و از اسرار خلقت است. »

حضرت امام خمینی (ره) نیز تربیت را تقریبا منحصر به مادر می دانند.

پس زن سرچشمه قدرت و موتور محرکه خانواده و جامعه است . در عین حال نقطه ضعف هایی هم دارد که باید در یک فرصت دیگری به آن بپردازیم .

نظام سلطه این ویژگی ها را به خوبی شناخته و برای وصول به هدفش از آن بهره می برد. برای تضعیف جامعه به تضعیف سرچشمه قدرت (زن) می پردازد. لذا خواسته های متعالی را پست جلوه می دهد و رفتارهای سخیف و امیال حیوانی را بزرگ و ارزشمند، یعنی جای ارزش و ضد ارزش عوض می شود. شما در فضای مجازی و صفحات اینستاگرامی، خودنمایی دختران و زنان که گاها گراشی نیز هستند، می‌بینید. خودنمایی از جمله بیماری های روانی است که ناشی از اختلال شخصیت، عدم اعتماد به نفس و عقده ی حقارت است.

اما برگردیم به سوال اول بحث: اگر پدری در خانه رفتارنامناسب داشت، آیا بهتر است زن خودش را راحت کند و برای تربیت بهتر فرزندانش، طلاق بگیرد یا تلاش کند در همین محیط خانواده وظایفش را انجام دهد؟
برای پاسخ به این سوال چند نکته باید گفته شود:

۱- طلاق به طور کلی نفی نمی‌شود، یکی از حلال های خداست جهت شرایط خاص و اضطراری هرچند مبغوضترین آنها.

۲- جهان و زندگی محدود به این دنیا نیست، باید عنصر ثواب و عقاب اخروی را مدنظر قرار دهیم که در غیر این صورت، زندگی به پوچی می‌رسد.

۳- در سیره نظری معصومین سلام الله علیهم، طلاق شدیداً نکوهش شده چنان که پیامبر(ص) می فرمایند: نزد خداوند متعال هیچ عملى منفورترازاین نیست که اساس خانه اى در اسلام با جدائى (یعنى طلاق) ویران گردد.

۴- در سیره عملی معصومین سلام الله علیهم نیز ما اصلا طلاق مطرح نشده حتی همسرانی که قاتل جان امام معصوم بوده اند.

۵- در سیره علما نیز کمتر عنوان طلاق مطرح می‌شود، علی رغم اینکه همسران برخی از علما بیشترین ظلم ها را در حق شوهرانشان روا داشته اند.

۶- در تجربه عملی نیز بیشتر زنان مطلقه با آسیب های شدید روحی و اجتماعی شدیدتری نسبت به قبل مواجه می شوند.

۷- برخی از زنان در طلاق و گرفتن مهریه، به دنبال صرف رفاه هستند تا به قول خودشان به آرامش برسند ولی آمار جهانی این رابطه را رد می کند، کشور سوئیس با این که یکی از مرفه ترین کشورهای دنیاست ولی در همین کشور بیشترین آمار خود کشی را داریم . پس ثروت و رفاه به تنهایی آرامش نمی آورد.

۸- اگر زن و شوهر از ویژگی ها و تفاوت های زن و مرد مطلع باشند و متناسب با این خصوصیت رفتار کنند، بسیاری از اختلافات و مشاجرات از بین می رود و به مرحله طلاق نمی رسد.

۹- آنان که با نگاه فمینیستی به خانواده نگاه می کنند و زن را کاملا شبیه مرد و در جایگاه او می دانند ، نه زن و مرد را شناخته اند و نه ارزش نهاد خانواده را می دانند.

۱۰- کسانی که به محض بروز یک اختلاف جزیی، توصیه به طلاق می کنند، دانسته یا نادانسته در حق زن، خانواده و جامعه جفا می کنند .

غرب و تفکر غربگرایی با تقدس زدایی از خانواده و نگاه ماتریالیستی به آن ، موجب سقوط و از هم پاشی نهاد خانواده شده است.

(جلسه سوم )

 مسئولیت خانواده در مقابل آسیب های جامعه

در جلسه گذشته درباره آسیب های جامعه و تاثیر خانواده در کاهش آن مطالبی مطرح شد :
۱. در سخنان ائمه (علیهم السلام) ،علما، حضرت امام ره و رهبری آمده که زن به مراتب از مرد قوی‌تر است و اگر در نظام خانواده هیچکدام از اعضا تکالیف خود را به درستی انجام ندهند، زن با دو ویژگی معرفت و مهارت می تواند خانواده را به سمت و سوی مطلوب، هدایت کند.
۲.اگر یکی از اعضا در انجام تکالیف خود کوتاهی کند، تکلیف از طرف مقابل برداشته نمی‌شود، زیرا ما تکالیفمان را به انجام وظیفه توسط دیگران مشروط نمی‌کنیم .
۳. غرب (که مقصود از آن ماهیت فکری است نه صرف محدوده ی جغرافیایی) علی رغم پیشرفت علمی و داشتن بالاترین سطح رفاه، اما بدون معنویت و ارتباط با خدا، آرامش حقیقی را تجربه نکرده است.
زندگی منهای رابطه با خداوند و نبود معنویت، پوچ و بی معناست .
بنابراین اگر زندگی را با حضور خدا و معنویت ادامه دهیم بسیاری از مشکلات خانوادگی رخت بر می‌بندد.

دو دیدگاه متفاوت در تعریف ازدواج از منظر اسلام و غرب

۱.غرب خانواده را صرف یک قرارداد اجتماعی می داند، که هم باشی در آن بدون هیچ گونه تعهدی از سمت دوطرف شکل می گیرد، دوام ارتباط مشروط به بهره بردن طرفین بوده و احتمال از هم پاشیدگی در آن زیاد است. همان چیزی که در ازدواج سفید اتفاق می افتد و آثار روحی و روانی مخربی مخصوصا برای زنان آن جامعه به همراه دارد.
۲ . از نگاه اسلام و بزرگان دینی خانواده یک‌نهاد مقدس است. هر چه قداست افزایش پیدا کند، ارزشمندی اضافه می‌شود. افزایش حرمت و ارزش، انگیزه ی نگهداری و پاسداشت را اضافه می‌کند. به اضافه اینکه انگیزه خدمت در نهاد مقدس، به مراتب افزایش پیدا می‌کند.
دقیقا بر خلاف غرب که فرآیند «دنیوی شدن» و «تقدس زدایی»، از عوامل مهم سقوط و از هم پاشی نهاد خانواده است.
ضمن اینکه برای رسیدن به دو عنصر «امنیت» و «آرامش» باید خانواده را نهادی مقدس تعریف کرد.

 آنچه مانع آسیب دیدگی و سبب حفظ نظام خانواده می‌شود

مهمترین عاملی که خانواده را حفظ و سطح رضامندی را بین اعضای آن افزایش می‌دهد مقدس بودن آن است. حتی برخی علما، خانواده و قداست آن را به حرم معصومین (علیهم السلام) تشبیه می کنند که خادمین آن چه بسا با داشتن عالیترین درجات و سِمت های اجتماعی، اما با دل و جان، ساده ترین وظایف و خدمات (مثل کفشداری) را می‌پذیرند و حتی به آن مباهات و افتخار هم می کنند. لذا طرح ویژگی «قداست» که تأکید دین، معصومین (علیهم السلام) و بزرگان دینی است، سبب استحکام خانواده شده، آستانه ی تحمل افراد را نسبت به ناملایمی ها افزایش می‌دهد.(یعنی سبب کاهش جدایی و طلاق می‌شود.)
خانواده بدون ارزشمندی دینی در ارضای غرایز خلاصه می شود در حالی که با نگاه مقدس، مهمترین کارکرد خانواده تربیت نسل توحیدی است که هم منافع دنیوی و هم اخروی دارد.

مهارت ها برای حفظ نظام و نهاد خانواده:

هر روز یک مهارت :

احساس مالکیت ممنوع
احساس مالکیت یعنی یکی از زوجین بخواهد تمام حالات و رفتار و حتی افکار طرف مقابل را، مطابق سلیقه ی خودش، تنظیم کند. در حالیکه طرف مقابل از خودش آزادی و اختیار دارد و قطعا شخصیت، علائق و سلائق او غیر از دیگری است. بدین منظور روش همسر، کنترل و نظارت طرف مقابل است که لزوما منجر به تقابل و درگیری می شود.
درحالی که همسر و فرزند در نظام خانواده، امانت هستند و ما مالک آن ‌ها نیستیم، زیرا اگر آن ها را تحت مالکیت خود قرار داده، انحصارطلب شویم، طرف مقابل احساس می‌کند که به بند کشیده شده و آزادی از او سلب شده است . لذا می بایست طرفین به جای تقابل و درگیری و نگاه مالکیتی (که سرعت گیر جاده ی زندگی است)، نسبت به یکدیگر، هم افزایی داشته، سبب رشد همدیگر بشوند. (نگاه امانت)

آثار نگاه مالکیتی مرد به زن
(پر شدن ظرف روان زن) : 

۱. عدم پایبندی زن به خانه و خانواده، رفت و آمد افراطی او با خانواده‌ی پدری( با خواهر، مادر و فامیل )
۲. تمایل زن به کار بیرون از منزل علی رغم عدم نیاز مالی یا نداشتن منفعت اقتصادی
۳.تمایل زن به برقراری روابط خارج از محدوده(خیانت)

تابان

Taban

0 دیدگاه

نوشتن دیدگاه

اخبار مرتبط