۱۴۰۴/۱۱/۹

گفتگویی صمیمانه با دکتر مقتدری- بخش سوم و پایانی

 گفتگویی صمیمانه با دکتر مقتدری- بخش سوم و پایانی

گفتگویی صمیمانه با دکتر مقتدری به مناسبت روز بسیج اساتید
«بخش سوم »

خبرنگار: مهدی هرمی

در بخش اول و دوم، پس از معرفی مختصر دکتر مقتدری ریاست محترم دانشگاه پیام نور اوز، با برخی از اقدامات اساسی ایشان در این دانشگاه آشنا شدیم و از علت طولانی شدن مدت مسئولیت و ویژگی های شهید چمران پرسیدیم،
در ادامه پاسخ‌های دکتر را به سوالات دیگر خبرنگار‌ تابان با هم مرور کنیم 👇

۴️⃣ از ارتباط خود با دانشجویان بگویید

من علاوه بر ارتباط اداری و آموزشی با داتشجویان و رابطه استاد و شاگردی، در طول تحصیل با یکدیگر دوست می‌شویم و رابطه پدر و فرزندی با هم داریم. حتی پس از فراغت از تحصیل خیلی وقت ها پیگیر مشکلاتشان می شوم،برایشان ویزیت دکتر می گیرم، جا و مکان برای آنان فراهم می کنم، حتی شده پیگیر تعمیرماشینشون می شوم(البته اینها گفتن ندارد ولی چون اصرار می کنید،عرض می کنم ) مواردی بوده به دلیل دیر وقت بودن کلاس ها، دستور داده ام دانشجویان دختر را با وسیله دانشگاه مثلا به لار برسانند.
در برخی از شرایط سخت سرما یا گرما، در راه ماندگان را کمک کرده‌ام و در سوئیت دانشگاه اسکان داده‌ام. مردم بودجه‌هایی در اختیارم می گذارند که به دانشجویان بی بضاعت کمک کنم و…
البته در خواست هایی برای تامین جهیزیه و کالای اساسی برای ازداوج دانشجویی دارند که متاسفانه نتوانسته‌ام در این زمینه کمک کنم.
از ترم جدید بنا داریم به زوج هایی که هر دو نفرشان دانشجوی پیام نور باشند،خوابگاه و سوئیت متاهلی واگذار کنیم
۵️⃣ رابطه شما با مردم اوز چگونه است؟

من حدود ۲۰ سال است که اوز هستم. در گذشته همسایه بودیم حالا همشهری هستیم. در اغلب مراسم شادی و غم مردم شرکت می کنم. علاوه برارتباط با خیرین در مسائل دانشگاه، در سایر زمینه های اجتماعی همکاری داریم.

۶️⃣ از «بهترین» و «بدترین» خاطرات خود در این دوران بگویید.

🔹الف : خاطرات خوب: بهترین خاطره من این است که هر جا و هر اداره ای می روم با دانشجویان خودم روبرو می شوم، دانشگاه پیام نور بیش از شش هزار و هفتصد دانشجوی کارشناسی و ۷۵ دانشجوی کارشناسی ارشد فارغ التحصیل داشته لذا کمک زیادی به توانمندسازی مردم منطقه کرده است .
خاطره خوب دیگر من این است که بسیاری از اوقات با اساتید و معلمین خود موجه می شوم که فرزندشان در این دانشگاه تحصیل می کنند و تشریف می آورند اینجا البته من بهشان می گویم دیدن شما موجب افتخار من است ولی منبعد کاری داشتید خودتان تشریف نیاورید امر بفرمایید بنده خودم کارتان را انجام می دهم و اگر نامه ای خواستید، می دهم راننده برایتان بیاورد .

🔻ب: خاطرات بد : از خاطرات بد من ؛ سوختن سالن آمفی تاتر و دانشکده ادبیات در سال ۹۷بود که بحمدالله با کمک خیرین و هزینه حدود ۲۲ میلیارد تومان به زودی مورد بهره بهرداری قرار خواهد گرفت .
خاطره بد دیگر من از دست دادن همکار خدوم و با صفایمان «مرحوم رضایی» بر اثر کرونا و شهادت دانشجوی فارغ التحصیل این دانشگاه پاسدار عزیز «مهندس داوود جعفری» در سوریه بود که یکی از فرماندهان رده بالای هوا فضای سپاه بودند. این شهید و همسرش که هر دو دانشجوی ما بودند،در دوران دانشجویی همه‌ی بار فرهنگی دانشگاه را بر دوش داشتند و بعد از فراغت از تحصیل نیز با هم مرتبط بودیم .

تابان

taban

0 دیدگاه

نوشتن دیدگاه

اخبار مرتبط