من خروس این لار نیستم!
من خروس این لار نیستم!
✍️ محمد براهویی
#یادداشتارسالی
🔰 قریب به یک سال پیش مطلبی با عنوان «خروس کدام لار ؟» (اینجا)نوشتم که دوست داشتم توسط یکی از رسانههای جنوب فارس هم منتشر شود که خوشبختانه به واسطه و راهنمایی یکی از دوستان، توسط پایگاه خبری تابان انتشار یافت.
جرقه تقریر این مطلب هم از زمانی زده شد که برای انجام کاری در سال ۹۶ به شهر اوز استان فارس مهاجرت کردم و اقامت من در این شهر بیش از ۲ سال به طول انجامید.
در این مدت فرصت هایی مهیا می شد که به شهرهای اطراف سفر کنم و با افراد جدیدی آشنا شوم که الان دیگر دوستان صمیمی هستیم و این سفرهای گاه و بی گاه منجر به تعاملاتی می شد که از سر علاقه مندی با فرهنگ و روحیات ساکنان شهرهای جنوب فارس بیشتر آشنا می شدم.
🔹نکته ای توجه مرا در سفر به یکی از روستاهای خنج به خود جلب کرد که برایم جالب بود. ناهار در مزرعه ای مهمان بودیم که در کنار سرسرای محل پذیرایی قفسی بود که تعدادی مرغ و خروس در آن نگهداری می شد. صاحب باغ که متوجه کنجکاوی من شد گفت پسرم به مرغ و خروس لاری علاقه دارد و مدتی پیش آن ها را از اصفهان خریده و خودش از آن ها مراقبت می کند.
▫️برای من و هم استانی های سیستانی مان دیدن این نوع مرغ و خروس ها در جای جای استان چیز عجیب یا غیر عادی نبود اما بحث ادامه پیدا کرد و در اثنای صحبت ها دوستمان گفت بالاخره ما نفهمیدیم این خروس مال لار شماست یا لار ما؟!
برای من حتی پرسیدن این سوال هم عجیب بود چون حتی در مُخیله من هم نمی گنجید که این خروس را منتسب به لاری غیر از لار سیستان بدانند.
🔸اما انگار قضیه حداقل برای برخی جدی بود و تحقیقاتی انجام دادم که متوجه شدم تشابه اسمی موجود باعث شده عده ای این خروس ها را متعلق به لار فارس بدانند.
این موضوع باعث شد دست به قلم شوم و با استناد به حقیقت ماجرا و منابع موجود مطلبی بنویسم با هدف آگاهی بخشی عمومی البته افرادی که به صورت تخصصی در این حوزه فعالیت می کنند نیک آگاهند که این خروس ها حداقل در ایران منتسب به «لار سیستان » هستند هر چند همانگونه که در یادداشت پیشین به آن اشاره کردم، منشا پیدایش این نژاد آسیای جنوب شرقی است و نحوه ورود آن به ایران را نیز شرح دادم.
🔹سالیان سال است که پرورش این نژاد در اقصی نقاط ایران رونق یافته که مناطق مرکزی و شمال غرب کشور در این امر پیشرو هستند و ذکر این نکته ضروری است که حداقل در لار فارس در هیچ منبع معتبری ذکری از پرورش این نژاد در هیچ زمانی به میان نیامده است. یا اگر گونه ای از مرغ و خروس پرورش می یافته حداقل شباهتی با آنچه امروز خروس جنگجوی لاری نامیده می شود نداشته است.
🔻تعجب بعدی من واکنش یکی از رسانه های شهر لار فارس به نوشنه بنده بود که توسط دوستی به نام رسول احمدلو دانشجوی دکتری تاریخ سندی دست نویس متعلق به سال ۱۳۱۹ ارائه شده است.
…ادعا گردیده این سند مکاتبات دارالخلافه تهران و حاکم فارس در عهد مظفرالدین شاه قاجار بوده که خواسته شده مرغ و خروس لاری به تهران ارسال گردد.
با یک بررسی سطحی (و با فرض اصالت سند که نیاز به مداقه دارد) در می یابیم که این مکاتبه هیچ دلالتی بر تایید منشا و زادگاه این مرغ و خروس ها ندارد. چه اینکه در مقام مقایسه به عنوان مثال فیروزه افغانستان را از مشهد طلب نماییم.
⭕️ آیا به صرف سفارش دادن کالایی از محلی خاص دلالت بر تایید منشا آن است؟!
از طرفی چه تضمینی وجود دارد که این مرغ و خروس ها از دولت محلی وقت جنوب شرق کشور به صورت همزمان خواسته نشده است؟
اینکه یک دانشجوی دکتری تاریخ چنین سندی را برای اثبات حقانیت این موضوع ارائه می نماید، از عجایب است.
🔻در ارتباط با ضعف سیستانی های عزیز در معرفی میراث و داشته های خود موضوع مربوط به دیروز و امروز نیست و ناملایماتی که بر آن ها گذشته شاید ورود به این مباحث از اولویت هم استانی های من خارج شده باشد اما مصادره داشتهها و میراث این مردمان پاک دل و مظلوم انصاف نیست و در این مورد خاص قطعا در تصورات مردم سیستان و منطقه لار این استان هم نمیگنجد که شهر یا منطقه ای داعیه مالکیت اسم و رسم خروس لاری را داشته باشند .
🔹توصیه میکنم دوستان دغدغه مند یکبار دیگر و بی طرفانه نوشته قبلی من را مطالعه نمایند.
در مدت اقامتم در منطقه جنوب فارس و در خلال مراودات و ارتباطات با ساکنین شهرهای اطراف لار متوجه ویژگی برخی از مردم لار شدم که دوست دارند هر آنچه خوب است را به تعبیری لاریزه کنند. از شخصیت های علمی و مذهبی مناطق اطراف که پسوند لاری به آن ها اضافه می نمایند تا کبابی که به گفته ساکنین شهرهای اطراف تا چند دهه پیش هیچ جایی در مراسم های لار نداشت اما اکنون لاری خوانده می شود، حلوایی که میگویند ابتدا لاری بوده و مسقطی ها تقلید کرده اند و اخیرا درخت ابریشم لاری و خربزه لاری که اصالت هیچ کدام از آن متعلق به لار نبوده اما آنقدر بر روی آن تبلیغات انجام می شود و در گزارشات مکتوب و غیر مکتوب و در فضای مجازی بر آن تاکید می شود که عوام باور می کنند اصالت آن متعلق به لار است در حالی که حقیقت چنین نیست.
✅در پایان از زبان آن خروس زبان بسته می گویم و شهادت میدم که « من اهل لار سیستانم».