شعری به یاد کودکان مظلوم غزه
دستان او کوچک ولی آوار سنگین است
سر تا به پای کودک از خونآبه رنگین است
این انفجار عنکبوتی میتَنَد تاری
بر شیشه و دیوارها! تاری که خونین است
دیوار هم میافتد از پا از نهیب جنگ
آجر به آجر، تکهتکه، گرم تدفین است
جای برادرهای خود میخواند اشهد را
حالا کنار هر کفن مشغول تلقین است
هر چند عرض شانههایش کوچک است امّا
امشب برای خواهر زخمیش تسکین است
جایی که خون جاریست از چشم عروسکها!
این سرزمین غرق غم، نامش فلسطین است
#اکرم_هاشمی