۲۸ بیت برای شهید گمنامِ ۲۸ ساله شهر ارد
۲۸ بیت برای شهید گمنامِ ۲۸ ساله شهر ارد
به نام خداوند روح و روان
خداوند بخشنده مهربان
باز آمد یک شهیدی بس شگفت
قلب من از ماتمش آتش گرفت
آتشی بر جان من افروخته
جسم و جانم زین مصیبت سوخته
آمد از فکه شهید بی نشان
حافظ دین و وطن با نام و جان
گشت مهمان بر شهیدان ارد
چون زده بر نام خود او دست رد
این وجود ذیوجود پُر خِرَد
آبرو داری نماید بر ارد
شهر ما اکنون ز عطرت پر شده
رَوح و ریحان بود و اکنون دُر شده
بر گو ای گمنام از دلتنگی ات
گو چه شد پس آن پلاک جنگی ات
دِه خبر از حال خود، درد سرت
از پدر، خواهر، برادر، مادرت
گو کجا بودی تو در این سالها
مادرت رفت و بماند آمالها
رمل فکه، آفتاب و بادها
از تو خوشنامی ساخت در یادها
ای شهید بینشان خوش آمدی
پر فروغ بر شهرِ خامش آمدی
این ارد باید نماید افتخار
فصلی از تاریخ گشته برگزار
هان! نکن اینجا تو احساس غریب
ای نشاندار از گل یاس غریب
مادران شهر من چون مادرت
با گل و آیینه بر گِرد سرت
این پدرها تک به تک بابا تو را
خواهران اینجا همه دادا تو را
وه چه صبح جمعهای شد در ارد
جاری اشک وصلِ این دلبر، ارد
آسمان آمد زمین بهر ارد
شد نگین، انگشتر شهر ارد
در میان فاطمیون شد به بپا
شور و محشر در زمین و در سما
سر به سر شهر ارد شد در عزا
کربلا شد، کربلا شد، کربلا
ای رفیقم قدر این نعمت بدان
درس گیر و هر بدی از خود بران
چهارده تَن از شهیدان کبار
خفته در شهر ارد با افتخار
هر کدام از قهرمانان شهید
از شهیدان دگر سرمیکشید
چون شهیدانی ز دشت کربلا
هر یکی دست و سرش گشته جدا
چون سنان بر سینهها گشته فرو
ترکش خمپارهها از روبرو
آن یکی شد شیمیایی سوخته
تیر و ترکش در وجودش دوخته
«شاهدم»! خسته از این دور و زمان
کن نشانم زین نشان، ای بینشان
ای خدای دادگر ای مهربان
این شهیدان را به فریادم رسان
شاعران: علیرضا اسدنژاد، دبیر انجمن ادبی شهر ارد؛ با همکاری اسد نصراللهی از لامرد