۱۴۰۵/۰۳/۱۴

گفتگوی اختصاصی تابان با پرفسور جعفر حسن زاده(۲)

 گفتگوی اختصاصی تابان با پرفسور جعفر حسن زاده(۲)

گفتگوی اختصاصی تابان با پرفسور جعفر حسن زاده
« بخش دوم »

🔹تابان : درباره تحصیلات خود از ابتدایی تا تحصیلات تکمیلی و تاریخ فارغ التحصیلی و رشته اصلی تحصیلی خودتان بگویید ؟

🔸من چهار- پنج ساله که بودم همراه با مرحوم پدرم با خانواده‌ در قطر بودیم. سه سال اول ابتدایی در مدرسه ایرانیان قطر تحصیل کردم، بعد از انقلاب به ایران آمدیم و مدرک دیپلم را در گراش از دبیرستان حاجی پور( شهید جعفری) سال ۶۵ در رشته علوم تجربی گرفتم، همان سال در کنکور شرکت کردم و در رشته پزشکی شیراز قبول شدم، سال ۷۲ فارغ‌ التحصیل شدم و بعد از آن طرح روستا را داشتم که طرح پزشکی در روستای گله دار لامرد خدمت کردم، حدود یک سال و نیم آنجا مشغول بودم و طرحم که تمام شد مدتی به عنوان مربی حق‌التدریس در دانشگاه آزاد لار تدریس می‌کردم.
سال ۷۹ در آزمون تخصصی در رشته اپیدمیولوژی قبول شدم، بعد از فراغت از تحصیل از ابتدای سال ۱۳۸۵ به عنوان عضو هیئت علمی با رتبه «استاد یاری» (Assistant Professor)در شیراز مشغول شدم، در سال ۱۳۸۹رتبه «دانشیاری» (Associate Professor)را کسب کردم و سال ۱۳۹۳ «استاد تمام» (Full Professor)دانشگاه شدم و از آن موقع به عنوان استاد تمام دانشگاه مشغول به کار هستم.

🔹تابان: در مورد مدرک تحصیلی و کاربرد آن در جامعه یا به اصطلاح زندگی های روزمره مردم توضیح بدهید؟

🔸 رشته تخصصی من اپیدمیولوژی هست. این رشته در واقع متدولوژی یا روش‌شناسی تحقیقات کاربردی در حوزه علوم پزشکی ست. یعنی کلیه تحقیقاتی که در علوم پزشکی انجام می‌شود، متدولوژیک و روش کار با این رشته است. در همه زمینه‌ها از جراحی گرفته تا قلب، روماتولوژی، چشم‌پزشکی رشته‌های علوم پایه متدولوژی کاربرد دارد.
یکی از کارکردها و کاربردهای رایج این رشته، مربوط به کنترل بیماری فراگیراست. به خصوص در زمان اپیدمی‌ها. مثال خیلی بارزش همین پاندمی کرونا که در سال‌های اخیر اتفاق افتاد و رشته ما نقش خیلی موثری داشت.

🔹تابان: در زمان تحصیلات تان با چه مشکلات و سختی هایی مواجه بودید ؟

🔸 اصولاً علم‌آموزی و تحصیل با مشکلات عجین شده است. علم‌آموزی با فراغ بال و بدون زحمت و مشقت نمی شود .برخی از این زحمت‌ها و مشقت‌ها مربوط به طبیعت خود علم و برخی از سختی ها مربوط به شرایط محیطی است.
به عنوان مثال من از زمان دبیرستان تا دانشگاه همواره با مشکلات متعددی روبرو بودم:
-دبیرستان که بودیم پاتوق ما مسجد حاج شیخ علی بود (البته الآن ساختمانش تغییر کرده) ما در گرمای چهل و پنج- پنجاه درجه تابستان فقط یک پنکه به عنوان وسیله خنک کننده داشتیم، آب سردکن ما هم یک کوزه بود!
– در دوره دانشگاه با سختی‌های بیشتری روبرو بودیم. من شیراز تحصیل می کردم رفت و آمدمان فوق‌العاده سخت بود.پنج شنبه-جمعه که می اومدم گراش می‌خواستم دوباره برم شیراز شاید یک صبح تا ظهر مجبور بودم دنبال بلیت بگردم و گاهی وقتا مجبور می‌شدم بروم لار
– سال اول دانشگاه منزلی در دروازه اصفهان شیراز اجاره کردیم، بخاری نداشتیم . یک پلوپزکوچک بود که ما برای غذا استفاده می‌کردیم شب مقداری آب می‌کردیم تا با بخارآن کمی فضا را گرم نگه داریم.
سال‌ بعد هم که یک بخاری نفتی خریدیم، زمان جنگ بود .نفت کوپنی بود.یادمه شب امتحان میکروبیولوژی امتحان سخت دستیاری پنج واحدی روز قبلش از ظهر تا غروب توی صف نفت بودیم تا دو دبه ۲۰ لیتری نفت گیربیاریم و بخاری روشن کنیم . لذامجبور شدیم تا صبح نخوابیم و درس بخونیم.
واقعاً با مشکلات زیادی روبرو بودیم اما چون انسان دنبال هدف بزرگ‌تری است، در آینده جزء شیرین‌ترین خاطرات برایش باقی می‌ماند.
✅داشنجویان الان باید قدر این رفاه و آسایش و نعمت را بدانند .

ادامه دارد ⬇️

تابان

taban

0 دیدگاه

نوشتن دیدگاه

اخبار مرتبط