معرفی جدید ترین کتاب گراشیها (۵)«کا»
معرفی جدید ترین کتاب گراشیها (۵) کا (خاطرات حاج یعقوب مهرابی)
مجید فیروزی
کتاب دیگری که از نویسندگان گراشی در سال ۱۴۰۳ به چاپ رسیده، خاطرات مردی از دل جنگ و کوران حوادث است . کتابی جذاب و خواندنی که در قالب داستان با نثری ساده نوشته شده است.
شاید این آخرین کتابی باشد که در این مرحله به معرفی آن می پردازیم چرا که با پیگیری زیاد از سازمانها و فعالین فرهنگی، به کتاب جدیدی غیر از این ۵ کتاب دسترسی پیدا نکردیم . اگر کتاب دیگر از فروردین امسال تاکنون از نویسندگان گراشی به چاپ رسیده، ممنون می شویم که از طریق ادمین تابان به اطلاع ما برسانید
کا
این کتاب شامل زندگینامه، خاطرات، رشادتها و دلاوریهای حاج یعقوب مهرابی است که به قلم برادرش دکتر امیر حمزه مهرابی در ۳۳۰ صفحه نوشته شده و انتشارات صریر آن را چاپ کرده است. این کتاب جزء مجموعه کتاب های «جلوتر از خاکریز» است که به نیروهای جان بر کف اطلاعات و عملیات لشکر المهدی(ع) اختصاص دارد.
کتاب «کا» دواردهمین کتابی است که از نویسنده به چاپ رسیده است.
در بخشی از کتاب می خوانیم:
ما کنار رود خانه ایستاده بودیم و کمک می کردیم تا جنازهها را به خشکی منتقل کنیم. لبه شیب دار رودخانه چون آب رفته بود پایین و از بس تیر و خمپاره خورده بود، عین شالیز خیلی لیز و لزج شده بود و پایمان سُر می خورد ، مجبور بودیم به صورت زنجیری دست همدیگر را بگیریم و جنازهها را دانه دانه با مشقت بیاریم بالا، صحنه سخت و درد ناکی بود ولی باید حتی الامکان جنازه ها را به خشکی منتقل می کردیم. کس دیگری هم نبود. آنها که شهید شده بودند، راحت بودند ما که مانده بودیم باید این درد جانکاه را تحمل می کردیم و بدنهای شقه شقه شده دوستانمان را از آب می کشیدیم بالا.
یادم است در یکی از قایقها، پیکر مطهر جوان قد بلند و رعنایی افتاده بود. او و بقیه همرزمانش آش و لاش شده بودند، چون او جلو قایق نشسته بود بیشترین گلوله را خورده و بدنش از هم پاشیده شده بود. اگر بگویم بیش از صد تیر خورده بود اغراق نیست. هیچ جای سالم نداشت. وقتی خواستیم بیاریمش بالا، من دست کردم دستهایش را بگیرم دیدم دستهایش از بس تیر خورده له شده و کنده شد.، خواستم سرش را بگیرم سرش هم تیر خورده بود دستم داخل کاسه سرش فرو رفت …
خیلی ناراحت شدم، زانوانم شل شد و قادر به ادامه کار نبودم. بچه ها آمدند کمک کردند، پیکر از هم پاشیده اش را طناب پیچ کردند و به هر زحمتی بود آوردنش بالا.