۱۴۰۴/۱۱/۹

دلنوشته ای از سر دلتنگی در وصف و فراق ” کعبه “

 دلنوشته ای از سر دلتنگی در وصف و فراق ” کعبه “

دلنوشته ای از سر دلتنگی در وصف و فراق ” کعبه “

سلام کعبه عشق …
می‌خواهم بگویم که فراقت ، جانم را به لبم رسانده
دیدار جمال تو ، جرقه ای در وجودم شعله ور کرد که حرارتش را تا اعماق وجودم حس میکنم
می‌سوزم از دوری ات .

قربان آن لحظه‌ای می‌شوم که چشمانم برای اولین بار روی دلربایت را نظاره کرد و چنان از عظمت و جمال و جبروتت به وجد آمد که والاترین و زیباترین حرکت ، “سجده” بر خاک تو بود.

سجده‌ای که با تمام سجده‌های عمرم فرق داشت
خدایم را نزدیک تر از رگ گردنم حس کردم و جانانه ندای” لبیک اللهم لبیک” را نجوا می‌کردم.
و چنان آغوش خدا گرم و دلچسپ بود که همانند “طفلی در بغل مادر ” به آرامش وصف نشدنی رسیده بودم.

و چه دوست داشتنی بود “لحظه دیدار عاشق و معشوق”

کعبه جانم ؛ قبل از وصالت حرف‌های زیادی با تو داشتم
از خواسته‌ها و درد دل‌هایم و …
ولی لال شدم از شکوه و صولتت
اصلا بهتر است بگویم فراموش کردم همه چیز را و فقط وجودم تو را صدا می‌زد .

صفای در کنار تو بودن چه لذتی داشت و نفس کشیدن آنجا بوی بهشت می‌داد.

بنای ساخته‌ی دست ابراهیم خلیل الله در ردایی “مشکی” عظمتی بینهایت داشت
و چنان “سفیدی ” و نور را به قلبم تاباند که
مرا از “حضیض ذلت” تا “اوج رفعت” بالا برد.

مونسم ، آرامشم ، چه خوش لحظاتی بود عشقبازی و دیوانگی با تو …

وقتی ساعتها گوشه‌ای می‌نشستم و در حال خوشم با تو ای مهربان خدایم از هر دری حرف میزدم و گریه می‌کردم و گاه می‌خندیدم را بیاد می‌آورم ؛ بر لحظه لحظه و ثانیه به ثانیه‌اش حسرت می‌خورم و با خودم میگویم
” کی و چه زمانی دوباره می‌رسد وعده‌ی دیدار ما”

من با کوله باری از التماس دعاها و خواسته‌های بندگانت به سویت آمدم
در واقع من مامور به رساندن صدای بندگانت به تو بودم و امید دارم که نسیم خوش اجابت گونه هایشان را نوازش کند .

ای بهترین مامن و آرامشگاه من …
وقتی در آغوشت بودم صدای گلبانگ اذانت برایم ستودنی ترین ترانه ی عمرم بود و چه گوارا بود طعم “عبودیت” در جوار “معبود.”

کعبه جانم ؛ ای چشم نوازترین صحنه‌ی عالم،
انصافا چه زیبا می‌درخشیدی وقتی حاجیان بر گرد حریمت طواف عشق را بجا می آوردند و تو را همچون نگینی در بر گرفته بودند و تو همچنان برایشان دلبری می‌کردی و به دور از نژاد و رنگ و زبان همه را به یک سو میخواندی و شنونده زمزمه‌های تک تکشان بودی.
آه
تو را چه بخوانم …
چه بگویم در وصفت که بی‌مثالی ..‌.

“اللهم ارزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام …”🤲⚘

✍️فاطمه عظیمی
« عمره رجبیه»
« بهمن ۱۴۰۳»

عمره دانشجویی که از اول بهمن ۱۴۰۳ آغاز شده بود، ۳۰ بهمن آخرین اعزام ‌در این مرحله صورت گرفت. در این بازه زمانی حدود ۴ هزار نفر به حج عمره مشرف شدند.

تابان

Taban

0 دیدگاه

نوشتن دیدگاه

اخبار مرتبط