دلم برای ستاد رئیسی سوخت
دلم برای ستاد رئیسی سوخت
یادداشت سردبیر:
تابان گراش: با انتشار یک مصاحبه از مسئول ستاد تبلیغات پزشکیان در گراش، با عنوان « یک لیست سه نفرهی بومی برای فرمانداری گراش به استاندار دادهایم» در هفت برکه، فعالیتهای پشتپرده برای تعیین فرماندار گراش در دولت چهاردهم، به صحن علنی افکار عمومی کشیده شد.
تا این زمان فعالیتها، جلسات، مسافرتها، ارتباطات و لابی مشترک و هماهنگ گروههای «پدرخوانده» و «اصلاح طلب»، هرچند از دید فعالین سیاسی اجتماعی حتی عامه مردم مخفی نبود ولی در حد اخبار غیر رسمی و شایعات، مورد استناد و اعتماد بودند.
گفتگوی دو سه نفره استاندار با اعضای ستاد تبلیغات پزشکیان، در حاشیه جلسه استاندار با مردم گراش(پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴) در سالن دانشکده علوم پزشکی و در انظار شرکتکنندگان در جلسه، و بی توجه به حضور شخصیتهای دیگر از جمله امام جمعه گراش، پیام روشن استاندار به کنشگران سیاسی بود که در دولت پزشکیان، کسی جز اعضای ستاد تبلیغات پزشکیان مورد مشورت و توجه قرار نمیگیرند. صراحت بیان علنی معاون سیاسی در این باره نیز گویای این مطلب بود.
این را آقای کامران جعفری با صراحت و وضوح بیشتر در این مصاحبه اعلام کرده، میگوید: «با اهمیت و اهتمام ویژهای که استاندار محترم فارس جناب دکتر امیری به ستادهای دکتر پزشکیان در فارس داشتهاند، ستادهای شهرستانی را تنها مرجع رسمی پیشنهاد دهندهی گزینههای فرمانداران در شهرستانها میدانند.» آقایان: کامران جعفری، حیدر حجازی، رویا نوروزی، ابراهیم مهرابی، محمدرضا پاکسرشت و رضا دیباچی از فعالین اصلی ستاد پزشکیان بودند.
به طور معمول ستاد تبلیغات یک نامزد انتخاباتی قبل و بعد از پیروزی، وجوه، امکانات و مزایایی دریافت میکنند و در انتخاب کارگزاران، با آنان مشورت میشود. در دولت پزشکیان نیز با شدت و وضوح بیشتری این رویه دنبال شده است.
اما روسای ستاد تبلیغات دولت شهید رئیسی در گراش (و اغلب شهرهای دیگر) وضعیت اسفباری پیدا کردند. آقایان: مهدی جعفری، عبدالعزیز فیروزی، ناصر دلخوش و شیخ محمد عالیپور، روسا و اعضای اصلی ستاد شهید رئیسی در گراش بودند.
اینها بدون دریافت هیچ هزینهای از مرکزیت، خالصانه و مظلومانه شبانهروز کار کردند و پس انتخاب نامزد مورد حمایت آنها، نه جشنی گرفتند، نه از آنها تقدیر شد، نه هزینهای (بابت مخارجشان) و نه حقالزحمهای به آنها پرداخت شد. زمانی هم که از آنها در مورد افراد مناسب برای تصدی پست فرمانداری استعلام شد، نظرات خود به شکل مکتوب و محرمانه از طریق دبیرخانه به استانداری اعلام کردند.
اعضای ستاد تبلیغات رئیسی این اقدام خود را هیچگاه، در گروه دوستانه یا در فضای مجازی منتشر نکردند و در هیچ رسانهای نیز منعکس نکردند. اما به خاطر این اعلام نظر محرمانه، بیش از یکسال و نیم در راهروهای دادگاه سرگردان بودند و در نهایت نقره داغ شدند.
جالب آن که اعضای ستاد رئیسی در انتخاب فرماندار فعلی(طاهرزاده) هیچ نقشی نداشتند و از آنها نظرخواهی نشد. این در حالی است که آراء پزشکیان در این دوره در گراش، کمتر از ۲۰ درصد و آراء شهید رئیسی در آن دوران در گراش بالاتر از ۸۰ درصد بود و جالبتر آنکه الآن برای انتخاب فرماندار گراش, نظر متولیان ۲۰ درصد رای بر ۸۰ درصد ترجیح داده میشود. با این توصیف میتوان گفت: نه تنها شهید رئیسی خودش مظلوم بود، بلکه اعضای ستاد تبلیغات وی نیز مظلوم بودند. اینان مصداق واقعی «آش نخورده و دهان سوخته» شدند که بدون دریافت هزینهی مصرف کرده و بدون مشارکت در انتصاب فرماندار و سایر مسئولین، هنوز هم تنبیه میشوند. اینجا بود که دلم برای «اعضای ستاد شهید رئیسی» نیز مثل خودش سوخت.