۱۴۰۴/۱۱/۹

«تیشهٔ فرهاد» شعری تقدیم به جانباختگان معدن‌طبس

 «تیشهٔ فرهاد»  شعری تقدیم به جانباختگان معدن‌طبس

«تیشهٔ فرهاد»

تقدیم به جانباختگان معدن‌طبس

✍🏼شهرام پورشمسی

هنوز از سمت کوهستان، صدای مرد می‌آید
صدای تیشهٔ فرهاد و آه سرد می‌آید

ولی از شعله‌های غیرت مردی در آن کوه‌ها
نماد خون و آتش با فراوان درد می‌آید!

به‌زیر خاک‌های کوه، مردی دفن شد آری…
که نقش آرزوهایش فقط چون گَرد می‌آید

و اینجا کودکی مات نگاه مادر خویش است
از آن‌ورتر صدای شادی نامرد می‌آید

شما صورت‌زغالی‌ها چنان مهتاب شب روشن
ولی ناقوس معدن همره شبگرد می‌آید!

در عمق بیستون‌هامان، شقایق باز روییده
شقایق‌‌ قطعه قطعه با ردای زرد می‌آید

خبر آمد که روح سرزمین «زخمی» شده، امّا…
در آخر، مرهم زخم همه، «آن مرد»، می‌آید!

تابان

taban

0 دیدگاه

نوشتن دیدگاه

اخبار مرتبط